منو
دفاتر نهاد
ویژه نامه
طلاق عاطفی: آژیر از بین رفتن رابطه همسران است.
یکی از راهکارهای خروج از طلاق عاطفی، احترام گذاشتن و محبت بی قید و شرط زوجین به یکدیگر است. علت افزایش جدایی و طلاق در خانواده های ایرانی چیست؟ عوامل محیطی موثر بر طلاق عاطفی:
آرشیو ویژه نامه ها
اطلاعیه


ویژه نامه

طلاق عاطفی: آژیر از بین رفتن رابطه همسران است.
برگزاری کارگاه معرفت افزایی در علوم پزشکی یاسوج
یکی از راهکارهای خروج از طلاق عاطفی، احترام گذاشتن و محبت بی قید و شرط زوجین به یکدیگر است. علت افزایش جدایی و طلاق در خانواده های ایرانی چیست؟ عوامل محیطی موثر بر طلاق عاطفی:

به گزارش روابط عمومی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی استان کهگیلویه وبیر احمد؛

در کارگاه معرفت افزایی ویژه کارکنان، استاد آبیار ، روانشناس ، مشاور خانواده و استاد دانشگاه به روابط زوجین ، عوامل بروز طلاق عاطفی و راهکار های بهبود این مسائل پرداختند

توجه توجه 

یک فایل pdf در پایین صفحه وجود دارد.برای دانلود روی فایل کلیک کنید.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

طلاق عاطفی چیست: آژیر از بین رفتن رابطه همسران است.

طلاق عاطفی مرحله‌ای از زندگی زناشویی است که اگرچه زن و شوهر رسماً از یکدیگر جدا نشده‌اند و حتی با هم دعوا نمی‌کنند، اما از نظر عاطفی فرسنگ‌ها با هم فاصله گرفته‌اند. جدایی عاطفی به مرور زمان ایجاد می‌شود و مانند ماری خطرناک بدون آن که زوجین متوجه شوند، زندگی‌شان را مسموم می‌کند؛ در چنین شرایطی زن و شوهر دیگر ارتباطی با هم ندارند و حتی ممکن است دیگر عاشق هم نباشند. امکان دارد این رابطه‌ی زناشویی به نظر دیگران همچنان سرزنده و پایدار باشد، اما واقعیت این است که این رابطه از درون متلاشی شده است و فقط پوسته‌ای از آن باقی مانده است.

طلاق عاطفی با نشانه‌های هشدار همراه است. یکی از نشانه‌های اولیه‌ی طلاق عاطفی این است که فکر می‌کنید همسرتان دیگر رابطه‌ای با شما ندارد، همسرتان پرمشغله‌تر، مضطرب‌تر و خسته‌تر از آن به نظر می‌رسد که بتواند حتی با شما حرف بزند. اما مشکل جای دیگری است، مشکل اینجا است که او سعی دارد چیزی را به شما بفهماند، اما شما قادر به شنیدن و درک آن نیستید.وقتی جدایی عاطفی بین زن و شوهر اتفاق می افتد و آن‌ها برای ترمیم رابطه شان هیچ اقدامی نمی‌کنند، کم کم از "همسر" تبدیل به "هم خانه" می‌شوند. یعنی زن و مردی تنها وجه اشتراک آن‌ها زندگی در یک خانه و نگهداری از فرزندان است. طلاق عاطفی نهایتا منجر می‌شود هرکدام از دو نفر در رابطه احساس تنهایی کند و این به معنی مرگ تدریجی عشق در رابطه است.

 

یکی از راهکارهای خروج از طلاق عاطفی، احترام گذاشتن و محبت بی قید و شرط زوجین به یکدیگر است.

علت افزایش جدایی و طلاق در خانواده های ایرانی چیست؟

متاسفانه طلاق به یک پدیده شایع در جامعه تبدیل شده و جوانان بسیار راحت تصمیم به طلاق می گیرند تا حدی که قبح طلاق در کشور ما شکسته شده است. در گذشته سنت و قواعد و قوانینی در خانواده ها حاکم بود و طلاق یک مسئله قبیحی محسوب می شد. یعنی افراد حداقل تا سال های ابتدایی زندگی با وجود مشکلات زیاد زندگی می کردند و با کوچکترین مشکلی طلاق نمی گرفتند.امروزه کانون خانواده مرکز امنیت زندگی افراد است و در صورت نبود آن، امنیت روحی و جسمی افراد آسیب خواهد دید.

بسیاری از افرادی که ازدواج می کنند در دوران مجردی خود دچار افسردگی ها و اضطراب ها بوده اند و وقتی در محیط کاری و اجتماعی قرار می گیرند با دیدن فرد مقابل، احساس آرامش می کنند درحالیکه این یک خطای ادراکی است. چراکه این هیجان فرد است که افسردگی او را پوشش می دهد. در نتیجه فرد تصور می کند با ازدواج با چنین شخصی به آرامش می رسد. مشکل از آنجایی آغاز می شود که پس از ازدواج پسر و دختر هیجان اولیه کمرنگ می شود و در نتیجه افسردگی و بهانه گیری ها دوباره خود را نشان خواهد داد.

در کنار افزایش آمار طلاق های رسمی شاهد افزایش طلاق عاطفی نیز در خانواده ها هستیم. دلیل این موضوع چیست؟

متاسفانه زوج های بسیار زیادی وجود دارند که در کنار هم زندگی می کنند اما با هم همراه نیستند. طلاق عاطفی دلایل متعددی دارد که اولین دلیل افزایش آن در میان خانواده ها، انتخاب نادرست همسر است. یعنی بسیاری از مسائل مهم و قابل توجه در انتخاب همسر رعایت نمی شود و تنها با یک برخورد و یا به اجبار ازدواج صورت می گیرد. البته در برخی موارد، همه مشابهت های لازم در ازدواج وجود داشته اما باز هم زوجین دچار سردی و طلاق عاطفی می شوند. دلیل این موضوع عدم آشنایی زوجین با انواع مهارت های ارتباطی و رفتاری و کلامی است که تاثیرات بسیار مخربی بر رابطه و روح و روان زوجین و به ویژه کودکان خواهد گذاشت.

زوجین چگونه می توانند مهارت های ارتباطی را در خود تقویت کنند؟

پیشنهاد می کنم زوجین برای زندگی مشترک خود سرمایه گذاری کنند و از فردگرایی خارج شوند، یعنی فکر نکنند اگر شاخه گلی برای همسر خود خریدند غرورشان خدشه دار می شود بلکه این کار موجب تقویت محبت و دوام و پایداری زندگی می شود. بسیاری از زوجین از گفتن یک جمله زیبا و محبت آمیز به همسر خود خودداری می کنند درحالیکه به زبان آوردن اینگونه جملات نوعی سرمایه گذاری برای آینده و در روزهای سخت زندگی است. یکی از راهکارهای دیگر برای تقویت ارتباط زوجین، وارد کردن هیجان به زندگی است. به عبارت دیگر وارد کردن هیجان به زندگی و رقم زدن اتفاقات غیرمنتظره برای همسر یکی از مسکّن های طلاق عاطفی است.

یکی از راهکارهای خروج از طلاق عاطفی، احترام گذاشتن و محبت بی قید و شرط زوجین به یکدیگر است. با این کار خیلی از مشکلات بین زوجین حل خواهد شد. گوش دادن به حرف های همسر و استفاده از جملات محبت آمیز و مثبت احساس عاطفی خوبی را در بین زن و شوهر ایجاد می کند.

عوامل محیطی موثر بر طلاق عاطفی:

ورود افراد نامناسب به منزل

 همان طور که حضور در مهمانی های نامناسب آسیب های مهمی به زندگی مشترک وارد می سازد، حضور انسان های بی پروا و بی تقوا، در منزل نیز دامی برای گمراهی خانواده است؛ روابط خارج از موازین شرعی و عرفی و  حضور بی قید و شرط افرادی با چشمهای ناپاک در فضای گرم و صمیمی خانه و خانواده اتفاقاتی را رقم می زند که جبران آن سخت و گاه غیر ممکن و است.

تولد فرزند

از عوامل خارجی طلاق های عاطفی، تولد فرزند است؛ تولد فرزند به همان اندازه که می تواند، امکان با هم بودن و با عشق زندگی کردن را افزایش تواند باعث غفلت زن و شوهر از یکدیگر و کمرنگ شدن روابط عاطفی شود.گاه تولد فرزند و رشد آن، به غفلت همسران از یکدیگر منجر می شود؛ اینچینن مهر و محبت و توجه به فرزند نو رسیده جای عشق ورزی همسران به یکدیگر را پیدا کرده، باعث می شود همسران کمتر به هم توجه کرده، به مسائل روحی و جسمی یکدیگر همچون قبل التفاتی نداشته باشند؛ گاه این بی توجهی ها تا آنجا ادامه پیدا می کند که پس از چندی زن و شوهر احساس جدایی عاطفی و دوری می کنند.گویا برخی زنان تنها برای رهایی از تنهایی ازدواج می کنند، از این رو زمانی که بچه دار می شوند خود را از تنهایی رها شده می بینند و در نتیجه دیگر به شوهر خود رسیدگی و توجه لازم را ندارند و در این هنگام زمینه های بروز فاصله بیشتر بین همسران ایجاد شده، بحران عاطفی گریبانگیر خانواده می شود. گاه ریشه این عدم توجه به همسر به رابطه نه چندان گرم زن و مرد قبل از به دنیا آمدن فرزندشان باز می گردد، به طوری که مادر با تولد فرزند ته مانده توجه خود را از شوهرش دریغ کرده و نقش مادری را جایگزین  همسری می کند و همه دلبستگی های خود را به وجود نیازمند کودک شیرخواره اش نثار می کند. آنچه مسلم است از رابطه عاطفی و درست زن و می شوهر است که نقش مهم و بی بدیل «مادری و پدری»، حاصل می شود؛ پس یادمان باشد همسران شایسته یقینا می توانند پدر و مادرهای نیکو و موفق باشند.

فرزند بیمار و عقب مانده

در برخی از خانواده ها، با تولد فرزندی دارای نقص یا مشکل، تمام شئون زندگی مختل می شود و گاه به همین دلیل بین زن و شوهر طلاق عاطفی رخ می نماید؛ از آنجایی که پدر یا مادر حاضر نیستند وجود چنین فرزندی را آنگونه که هست، بپذیرند؛ زندگی را بر خودشان و سایر افراد خانواده سخت و ناشکیبا می سازند و در نتیجه مسیر هموار زندگی را از حالت طبیعی و معمول به حالت بحرانی و غیر قابل تحمل منحرف می کنند. سدر صورت عدم درک درست از شرایط و ناآگاهی، امکان آرامش و رضایت پدر و مادر و فرزندان دیگر به حداقل می رسد و غم و اندوه و سرخوردگی زوایای ارتباطی اعضای خانواده را فرا می گیرد که حاصل آن چیزی نخواهد بود جز افسردگی، ناامیدی و دوری عاطفی.

بیماری طولانی مدت یکی از همسران

 در برخی خانواده ها، زمانی که یکی از زوجین به مدت طولانی با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند، به جای آن که محبت و دلسوزی در میان خانواده افزایش یابد، سرمای شدید بی محبتی جایگزین عشق و صمیمیت می شود و هر چه بیماری زن یا شوهر بیشتر طول بکشد، به دلیل فقدان درک درست از شرایط، عدم وفاداری کامل، نداشتن آگاهی صحیح و تعهدات شرعی یا حتی احساسی نسبت به زندگی مشترک، همسر خسته و افسرده احساس می کند که دیگر نمی تواند خود را با شرایط جدید وقف دهد و به این دلایل یا دلایل بیان نشده دیگر، سایه سهمگین طلاق عاطفی باهمه ناملایماتش بر این زندگی حکم فرما می شود.

 

اینترنت و ماهواره

 اینترنت، ماهواره، فضاهای مجازی و دنیای پر زرق و برق هالیوود و ستاره های سرابی آن، با همه قوا و با اهدافی سیاسی - اجتماعی از پیش تعیین شده که بر پایه سکولاریسم و دین زدایی سامان یافته اند، خانواده ایرانی و مسلمان را تهدید کرده، دین داری و معنویت همه انسانهای معتقد را نشانه گرفته اند. یکی از هدف های مهم فیلم های ماهواره ای که زیر چتر سرگرمی تضعیف بنیان خانواده را به دقت نشانه گرفته است، گسترش طلاق، دنیاطلبی و مصرف گرایی، مدگرایی، تجمل زدگی و آزادی بی حد و حصر می باشد.بسیاری از فیلم ها و سریال های ماهواره ای با هدف کم رنگ کردن و حذف تقوا، حیا، شرم، وفاداری، تعهد و حس مسئولیت دردر خانواده ها به راحتی مفاهیمی چون خیانت زن و شوهرها و عشق های مثلثی را تبلیغ می کنند و به شیوه ای معمولی و درست جلوه می دهند. دیدن مکرر این فیلم ها که معمولا با هنرمندی و تأثیرگذاری ویژه ای ساخته شده اند، سبب می شود به جای این که زن و شوهر انیس و مونس هم باشند، در مقابل هم و همچون رقیبی بی چون و چرا در مسیر بهره جویی های جنسی نامتعارف قرار گیرند و در نتیجه این نوع ارتباط های غیر معمول نسبت به یکدیگر پایبندی و وفاداری احساس نکنند.

عوامل اقتصادی

زمانی که زندگی مشترک، فقط بر پایه آسایش مالی و ارضای تمایلات دنیایی، بنا نهاده شود، در صورت عدم تحقق این خواسته ها به تدریج زندگی به گردباد سرکوفت، مشاجره و تحقیر گرفتار خواهد شد. گاه تنگناهای مالی و گرفتاری فقر به خصوص فقر و ناداری پس از آسایش، خانواده را در معرض آسیب شدید قرار می دهد.بعضی از مردانی که از به دست آوردن نیازهای اولیه زندگی ناامید می شوند و از تامین معاش خانواده درمی مانند و یا به شکست اقتصادی دچار می شوند، با از دست دادن اموال خویش نه تنها به فقر و تهیدستی مالی، که به نداری و تهیدستی عاطفی گرفتار می شوند. از سوی دیگر، گاه ثروت های ناگهانی و بادآورده نیز چنین اثری دارند. به عبارتی، افراد نوکیسه و تازه به دوران رسیده که ظرفیت روحی لازم را ندارند، زمانی که به ثروت و مکنت دست می یابند و به قول معروف پیراهنشان دو تا می شود، گاهی خدا را هم بنده نیستند و با حس برتری جویی، عجب و خودبزرگ بینی به کارهای خلاف شرع و عرف خانواده روی می آورند؛ در نتیجه کانون خانوادگی آنان متزلزل و از هم گسیخته می شود و سایه شوم طلاق عاطفی زندگی شان را فرا خواهد گرفت

 

مرگ عاطفی همسران  چهار مرحله دارد:

مرحله 1: مخالفت

 در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله به کرات اتفاق می‌افتد، زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است. اگر مخالفت‌های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت‌های کوچک جمع شده و کم‌کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می‌شود.

مرحله 2:  رنجش و عصبانیت

در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می‌کنید و فرد مقابل هم عکس‌العمل نشان می‌دهد و شما را مورد حمله قرار می‌دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی‌ربطی دعوای بزرگی راه می‌افتد علت آن را باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید. اگر رنجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیری از آن، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می‌گذارید.

مرحله 3: عدم پذیرش و طرد

بعد از یک دعوای مفصل، در را به هم می‌کوبید و از منزل خارج می‌شوید. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی‌اعتنایی می‌کنید و یکدیگر را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهید. در واقع طرف مقابل را هم از دیده و هم از دل بیرون می‌کنید. بیشتر جدایی‌ها و طلاق‌ها در این مرحله اتفاق می‌افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش‌های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می‌باشد.

مرحله 4: سرکوب

سرکوبی نوعی احساس کرختی و بی‌حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی‌کنید اما در مقابل، بهای بزرگی می‌پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. آنچه این مرحله را فاجعه‌آمیز می‌کند نوع رابطه‌ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می‌رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند، اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت‌های عاطفی خود را فراموش کرده‌اند و به یک جسد ماشینی و متحرک تبدیل شده‌اند که زندگی محدود و بی‌طراوتی را دنبال می‌کند

صمیمیت چیست؟

صمیمیت واقعی، فرایندی تعاملی است که از چندین مولفه مربوط به هم تشکیل شده است و هسته اصلی این فرایند، شناخت، درک و پذیرش طرف مقابل، همدلی با احساسات او و قدرشناسی از دیدگاه بی همتای وی نسبت به جهان است. صمیمیت دارای نه مولفه است که با هم ارتباط تنگاتنگی دارند. صمیمیت فقط این نیست که ما برخی اوقات آن را بخواهیم یا به آن تمایل داشته باشیم. صمیمیت یک نیاز واقعی است که ریشه های تحولی خاصی دارد و از نیازی بنیادین به نام دلبستگی نشات می گیرد. آشفتگی های شدید در شکل گیری دلبستگی مادر نوزاد یا ناتوانی در شکل گیری دلبستگی سالم دوران نوزادی، به هر دلیلی که باشد، پیامدهای ناگواری برای رشد دلبستگی در زندگی آینده دارد. نیاز به صمیمیت در حقیقیت جنبه رشد یافته و متمایز نیاز زیستی تماس و نزدیکی با انسانی دیگر است. با این حال شدت این نیاز در افراد مختلف متفاوت است. برای روشن شدن موضوع به بررسی مولفه های نه گانه صمیمیت می پردازیم

مولفه های نه گانه صمیمیت

 صمیمیت عاطفی:

صمیمیت عاطفی یعنی نیاز به برقراری ارتباط و سهیم شدن با تمامی احساسات همسر، هم احساسات مثبت (شادکامی، سرخوشی، برانگیختگی) و هم احساسات منفی (خشم، گناه، شرم، تنهایی و ملال ). برای این نوع صمیمیت نیاز است تا زوجین از نیازهای روانی هم آگاه باشند و با مهارت ارتباط موثر (هنر گفتن و شنیدن) این نیاز را برآورده سازند.

صمیمیت روان شناختی:

نیاز به ارتباط، مشارکت و تماس با فردی دیگر است. این امر با افشای عمیق موضوعات مهم و شخصی مرتبط با خویشتن واقعی و درونی میسر می شود . نیاز فرد به در میان گذاشتن و بیان امید ها، رویاها، خیالبافی ها، اشتیاق و برنامه های آینده و همچنین در میان گذاشتن ترس ها، دل نگرانی ها و تعارضات درونی با همسر، هسته اصلی صمیمیت روانشناختی را تشکیل می دهد. برای ایجاد آن باید در رابطه امنیت وجود داشته باشد که این حالت، حاصل اعتماد بین دو طرف است و آن ها باید بدون ترس از ارزیابی، قضاوت، شرمساری، تمسخر، اهانت، خوار شدن یا تنبیه شدن به خاطر خودافشایی های خود، احساس امنیت کنند.

صمیمیت عقلانی:

در صمیمیت عقلانی نیاز است زوجین عقاید و افکار خود را با هم در میان بگذارند و نیازمند احترام به دیدگاه طرف مقابل است. بخصوص احترام به نظرات متفاوت او. عنصر اصلی در ایجاد و نگهداری آن توانایی نقش گزینی است. نقش گزینی یعنی توانایی دیدن جهان از دریچه چشمان همسر، دریافت ادراک موضوعی که همسر از چشم انداز یکتا و منحصر به فرد خود درک می کند. معادل هیجانی نقش گزینی همدلی است. البته در مقایسه با احترام و اعتماد متقابل در درجه دوم قرار گرفته اند.

صمیمیت جنسی:

نیاز به برقرار کردن رابطه، در میان گذاشتن و بیان افکار، احساسات، تمایلات و خیالپردازی های جنسی با همسر. هدف از این نوع صمیمیت، برانگیختگی تمایلات جنسی است. گوش دادن یا رقصیدن با موسیقی که ته مایه جنسی دارد و بطور ضمنی محرک تمایلات جنسی اند، خواندن نثر یا نظمی که هدف برانگیختگی جنسی دارد باعث برانگیختگی جنسی می شود. یک عشق شهوانی رمانتیک اغلب یک تجربه هیجانی است که مستلزم اشتیاق برای پیوستن به فرد مورد علاقه است.

صمیمیت غیر جنسی (جسمی):

صمیمیت جسمی یعنی نیاز به تماس جسمی با همسر و نباید با صمیمیت جنسی اشتباه گرفت. یک لمس ساده و در آغوش گرفتن تا رقصیدن و قدم زدن شانه به شانه در این دسته بندی قرار می گیرند.

 صمیمیت معنوی:

این صمیمیت به معنای آن است که فرد افکار، احساسات ، باورها و تجربه های خود را درباره خدا، مذهب، مابعد الطبیعه، قلمرو های معنوی، ارزش های اخلاقی و زندگی پس از مرگ را با همسر خود در میان می گذارد. پذیرش غیرشرطی نظر طرف مقابل، جز مهم این نوع صمیمیت است.

 صمیمیت زیبایی شناختی:

نیاز و تمایل به در میان گذاشتن احساسات، افکار، ادراک، باورها و تجاربی  دارد که فرد آن ها را به دلیل زیبایی شان دوست دارد و از نظر شخصی احساساتی عمیق، شگفت انگیز و الهام آور بدنبال دارد.

 صمیمیت اجتماعی و تفریحی:

به معنای انجام فعالیت ها و تجربه های لذت بخش مشترک با یکدیگر است. فعالیت هایی مانند جک گفتن، بیان تجربه های روزانه و صحبت از فعالیت های روزمره، ورزش و بازی، سرگرمی.

 صمیمیت زمانی:

صمیمیت زمانی یعنی اینکه هر یک از زوجین ، روزانه چقدر دوست دارند در فعالیت های صمیمانه برای همسر خود وقت صرف کنند.

11 نشانه­­ عشق کارآمد در زندگی زوجین

* از وقت گذراندن با شما لذت می برد: صرف ارزشمندترین چیزها در این دنیا یعنی زمان با شما کلید یک رابطه بلند مدت است. اگرچه که همه  ی زوجین، مشغله  های دیگر از جمله کار، تحصیل و خانواده دارند، ولی همسری که به شما اهمیت می دهد، حتما زمانی را برای با شما بودن صرف خواهد کرد.

* درباره روز شما از شما سوال می کند: همسری که شما را دوست دارد علاوه بر صرف زمان با شما در رابطه با اتفاقات روزمره و نقاط قوت و ضعف روزانه از شما سوال می پرسد و از همه احوالات شما با خبر است.

* به شما اعتماد دارد: زوج هایی که یکدیگر را دوست دارند، هیچ وقت به دنبال تعقیب کردن یکدیگر نیستند، یا اینکه هیچ نگرانی و شکی در رابطه با اینکه عشق شان کجاست و چرا دیر به خانه می آید ندارند. این نوع رفتار بی محلی حساب نمی شود، بله نشان دادن نوعی از اهمیت همراه با اعتماد است.

* در زمان نیاز به کمک به شما کمک می کند: زوجینی که یکدیگر را دوست دارند، بدون در نظر گرفتن این موضوع که چقدر دغدغه یا مشکل دارند، سریعا به احساس نیاز شما واکنش نشان می دهند. برای مثال اگر شما به دلیل بیماری به کمک نیاز داشته باشید عشق شما باید بی چون و چرا برای خدمت رسانی به شما حاضر باشد.

* احترام گذاشتن به دیدگاه های شما: خوشبختی یعنی اینکه با وجود دیدگاه های متفاوت همچنان پس از چندین سال زندگی احساس خوشبختی کنید. احترام گذاشتن به دیدگاه ها یعنی گوش کردن به دیدگاه های شما بدون قضاوت هر چند که خودش آنها را نپذیرد.

* شرکت دادن شما در تصمیم گیری ها: در روابط زناشویی، اغلب اتفاقانی می افتد که نیازمند تصمیم گیری دو جانبه از سوی زن و مرد است. اگر در این مواقع احساس کردید، مردتان بدون اینکه نظر شما را پرسیده باشد، تصمیم گرفته و کاری انجام داده است به دوست داشتن وی شک کنید. این مورد فقط در رابطه با تصمیم گیری هایی که نتیجه آن مربوط به دو طرف است صادق می باشد.

* ابراز عشق و احساسات: ابراز عشق و احساسات می تواند نشانه های فیزیکی دوست داشتن و ابراز عشق و علاقه و دوست داشتن باشد. نشانه های فیزیکی نشان دهنده این موضوع هست، که این اتصال و عشق برای زندگی فرد حیاتی است.

* نگاه کردن به شما: نشانه های غیر کلامی که زوجین برای ارتباط با یکدیگر به کار می برند، بسیار سازنده تر و عمیق تر میتواند عشق آنها را به یکدیگر نشان دهد. اینکه در هنگام صحبت کردن کسی به شما نگاه کند نشان دهنده این موضوع است که برای او اهمیت دارید، حتی یک نگاه سریع نیز می تواند تاثیر خود را بگذارد.

* دوست دارد در رابطه با گذشته تان صحبت کند: زوج هایی که نقاط قوت رابطه خود را در گذشته به یکدیگر گوشزد می کنند، این می تواند رابطه حال و آینده آنها را تحت تاثیر قرار دهد. در این مورد تاریخ های مهم زندگی و رابطه مشترک بسیار مهم است. صحبت در رابطه با گذشته نشان می دهد که تجربیات رابطه شما برایش بسیار خوب و اثر گذار بوده است.

* برای شما و عشق شما حاضر است به جانش را به خطر بیاندازد: در ادبیات کهن بسیار دیده شده است که عشق های آرمانی برای محافظ از یکدیگر رفاه و زندگی خود را به خطر انداخته اند. به خطر انداختن خود یعنی اینکه رابطه ما در برابر خطرات بیرونی محفوظ است.

*به شما احساس خوبی نسبت به خودتان می دهد: یک عاشق واقعی احساس هویت و عزت نفس شما را تقویت می کند. زوجینی که به یکدیگر اعتماد به نفس و حس خوب هدیه می دهند روابط بلند مدت تری دارند. این حس مثبت باعث می شود هر دو طرف برای بهتر بودن تلاش مضاعف کنید.

6 نشانه منتهی شدن یک زندگی به طلاق

نخستین نشانه : شروع تند و خشن

نخستین نشانه که طلاق را پیش بینی می کند، شروع بحث است، زیرا ٩٦ درصد از اوقات روش شروع بحث می تواند روشی را که بحث پایان می پذیرد، پیش بینی کند. موقعی که یکی از همسران بحث را با استفاده ای یک شروع تند و خشن همچون منفی بودن ، اتهام یا تحقیر شروع می کند، بحث اساساً محکوم به شکست خواهد بود. در سوی دیگر، موقعی که یکی از همسران بحث را با استفاده از یک شروع نرم آغاز می کند، بحث به احتمال زیاد سرانجام مثبتی خواهد داشت

دومین نشانه: ٤ تعامل منفی

یک شروع تند و خشن می تواند بحث همسران را به سقوط در یک مسیر تعامل منفی منتهی کند. این تعامل منفی می تواند زندگی مشترک را ویران کند. در حقیقت، چهار نوع تعامل منفی وجود دارد که برای یک زندگی زناشویی مهلک است. معمولاً این چهار نوع تعامل آرام آرام و به ترتیب وارد قلب زندگی های مشترک می شوند: انتقاد، تحقیر، حالت تدافعی گرفتن و اشکال تراشی.

سومین نشانه: طغیان کردن

طغیان کردن به این معنا است که تعامل منفی همسرتان- خواه در ظاهر عیب جویی، تحقیر یا حتی حالت دفاعی داشتن - بسیار درهم شکننده و موقتی است و معمولا به طرف مقابل یک شوک بزرگ دست می دهد. بسیاری از افراد با بی قیدی یا طفره رفتن، خودشان را از احساس طغیان کردن محافظت می کنند. این قطع رابطه عاطفی می تواند یکی از همسران را از این احساس شدید منفی محافظت کند، اما در همین زمان می تواند به طلاق نیز منجر شود.

چهارمین نشانه: زبان بدن

تغییرات فیزیولوژیکی در بدن همچون افزایش ضربان قلب، ترشح آدرنالین و افزایش فشار خون که همزمان با طغیان کردن است؛ این تغییرات فیزیولوژیکی در بدن ادامه بحث را غیرممکن می کند و توانایی تان برای پردازش اطلاعات را کاهش می دهد. این مساله به این معنی است که توجه به آنچه همسرتان می گوید سخت تر می شود، حل مساله خلاقانه از پنجره ذهنتان خارج می شود و در خزانه رفتاری تان تنها واکنش های دفاعی غیر منطقی باقی می ماند؛ رفتارهایی مانند نزاع (انتقاد، تحقیر و اهانت و غیره) یا گریختن (طفر رفتن) از بحث برای حل مساله، که یکی از همسران یا هر دو را به طغیان کردن منتهی کند، محکوم به شکست است و در نتیجه، مسئله حل نمی شود.

پنجمین نشانه: تلاش های اصلاحی شکست خورده

اقدامات اصلاحی تلاش هایی هستند که به وسیله همسران برای کاهش تعارض انجام می شوند. در واقع اقدام اصلاحی جنگ افزار سری، همسران خوشبخت است. این تلاش ها استفاده از هر روشی برای اجتناب از هیجانات منفی خزنده خارج از کنترل است. یک اقدام اصلاحی می تواند حرکتی ساده همچون خنده یا لبخند یا عذرخواهی باشد؛ هر چیزی که به همسران برای کاهش تنش کمک کند. هر چند، اگر یکی از همسران احساس طغیان کردن داشته باشد، این اقدامات اصلاحی ناموفق خواهد بود. همسری که احساس طغیان کردن دارد، خود را از قید بحث رها می کند و اقدامات اصلاحی را بیهوده می سازد.

 ششمین نشانه: خاطرات بد

آخرین نشانه طلاق موقعی است که همسران گذشته مشترک شان را با یک نگاه منفی به یاد می آورند. تحقیقات نشان دهنده این است که همسرانی که عمیقا با یک منظر منفی به همسرشان نگاه می کنند، اغلب دوباره گذشته شان را می نویسند. منفی گرایی اضافه ای که به این صورت در زندگی همسران وارد می شود، به درک تحریف شده ای منتهی می شود که می تواند بر گذشته، حال و آینده یک رابطه زناشویی تاثیر بگذارد.

 

فایل ضمیمه:

دانلود فايل : طلاق_عاطفی۱.pdf ( 350KB )             تعداد نمایش خبر:1100                   شماره خبر:٢٥١٨١
امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: